فمینیست نیستم که به مناسبت روز زن و در وصف زنان بالا و پایین بپرم و گل و بلبل توی وبلاگم بگذارم. قبلاً هم به شکلهای دیگر بیان کرده ام که از نظر من زن بودن یک "حقارت پیشرونده" است، بر وزن بیماری پیشرونده. منظورم از عبارت "حقارت پیشرونده" این است که این طور نیست که از ابتدا هیچ حقارتی نباشد و مرد و زن برابر مطلق آفریده شده باشند. بلکه از ابتدا حقارتی در زن وجود دارد، چراکه زن با بدن و آناتومی ای ضعیف تر و آسیب پذیرتر از مرد آفریده می شود، که نمی توان به راحتی منکر آن شد. اما چرا می گویم "پیشرونده"؟ به این دلیل که ساختارها و فرآیندهای اجتماعی و اقتصادی، همچنین نگرش و باورهای افراد و حتی خود زنان نسبت به خودشان و زن بودن، در جهت حفظ و عمیق کردن این حقارت اولیه عمل می کند. با این توصیفات می شود حقارتی که پیشرفت می کند، یعنی "حقارت پیشرونده"، و خودش خودش را حفظ می کند و تداوم می دهد. نهایت تلاشی که می شود کرد این است که برای حذف آن قسمت "پیشرونده" اش تلاشها و (ضد) تبلیغاتی کرد، اما قسمت حقارت ذاتی اش را نمی توانید کاریش بکنید. مرد حمله می کند و زن آسیب می بیند. این را همه جا و هر روزه می بینید و می شنوید. حتی در به اصطلاح عاشقانه ترین خلوت فیزیکی زن و مرد هم باز همین مساله به شکلی وجود دارد. با این حال، می توانید این نوشتۀ من را، البته با دو روز تاخیر، به مناسبت روز زن تلقی کنید:
باید به مردان گفت و آموخت و تاکید کرد که به مادر فرزند خود احترام بگذارند، چراکه تاثیر آن فراتر از فردی که وی را هدف گرفته اند (همسرشان) می رود و دامن گیر فرزندانشان می شود، همانها که حامل مواد ژنتیکی آنها به نسلهای بعدی هستند و از این لحاظ وجودشان قاعدتاً باید ارزش تکاملی برای مرد داشته باشد.
جان ام. گروهول در پستی تحت عنوان "پدر بهتری باشید" چنین نوشته است:
" 5. به مادر فرزند خود احترام بگذارید.
فارغ از رابطه ای که با مادر فرزندتان دارید، مهم است که همان احترامی را که به هر انسان بالغ دیگری می گذارید، به وی نیز نشان دهید. بچه ها خیلی بیشتر از آنکه ما فکرش را می کنیم از روابط چیزهایی بر می گیرند - بخصوص از روابط بین والدین شان.
وقتی بچه ها ببینند که والدین شان به یکدیگر احترام می گذارند، بیشتر احتمال دارد احساس کنند که خودشان هم مورد پذیرش و احترام هستند. رابطۀ شما با مادر فرزندتان، الگویی است برای تمام روابط عاشقانۀ آیندۀ وی با جنس مخالف. نیازی نیست رابطۀ شما با مادرش عالی و بی نقص باشد، اما مهم است که حتماً محترمانه باشد. "
این حداقل لطفی است که یک مرد می تواند در حق فرزندانش بکند. که اگر این لطف را نکند، آسیب هایی به روان فرزندان وارد خواهد شد که حتی در بزرگسالی هم آنها را رها نخواهد کرد و با هزار و یک بار بچه ها را جلوی خود نشاندن و سخنرانی کردن و خود را موجه نمودن و به اصطلاح "درس زندگی دادن" هم حل نمی شود. رفتار شما قبلاً زنده ترین و به یادماندنی ترین درسها را به فرزندانتان داده است آقای محترم.
نظریات روانشناسی بیانگر جایگاه خاص مادر در دنیای روانی کودک هستند. مادر، مراقب اصلی و اولیۀ کودک است و کودک از ابتدای زندگی خود، زمان بیشتری را در تعامل با مادر می گذراند تا با پدر. مطالعات مختلف بالاتر بودن دلبستگی با مادر نسبت به پدر را چه در دختران و چه در پسران نشان داده اند. از این رو، اولین انسانی که بچه ها از هر دو جنس با وی همانندسازی می کنند، مادر است. اما در جریان تحول، پسر به تدریج از مادر استقلال می یابد و با توجه به جنسیت خود، به همانندسازی با پدر خود روی می آورد. اما دختر که با مادر همجنس است، وابسته به وی می ماند و به همانندسازی با وی ادامه می دهد. نظر به آنچه بیان شد، بنیان اولیۀ همانندسازی در هر دو جنس، توسط مادر فراهم می شود که به واسطۀ دلبستگی بچه با وی عمل می کند. بنابراین، می توان این طور تصور نمود که همیشه بخشی از وجود مادر در هر دو جنس فرزند جا می ماند. چیزی که بنیان هویت جنسیتی بچه را تشکیل می دهد. از آنجا که هویت جنسیتی یک فرد، پایه و اساس نگرش آیندۀ وی نسبت به همجنسان و جنس مخالفان خود، و از آن مهم تر رابطۀ وی با جنس مخالفش را تشکیل می دهد، هر گونه تهدیدی که متوجه آن شده باشد، خود را در قالب مشکلاتی در حوزه های نام برده نشان می دهد. نکتۀ آخر این است که نظر به اینکه همانندسازی با مادر در دختران تداوم می یابد و مستحکم تر می شود، درحالیکه در پسران تا حدی گسسته و جابجا می شود، بنابراین می توان فرض نمود که بی احترامی پدر به مادر، آسیب زایی بیشتری برای فرزندان دختر در پی داشته باشد تا برای فرزندان پسر. وضعیت مشابهی در مورد بی احترامی مادر به پدر وجود دارد که می تواند آسیب بزرگتری را متوجه پسر کند که با پدر خود همانندسازی کرده است. با این حال، به دلیل همان حقارت اولیۀ زنان که در ابتدا از آن صحبت کردم، از جمله حقارت جسمی و نیز وابستگی اقتصادی زن به مرد، متاسفانه عمدتا جهت بی احترامی ها در روابط خانواده از سمت پدر به مادر است و کمتر بر عکس آن.