cyberguy

دوستان عزیز در صورت تمایل به استفاده از مطالب این وبلاگ لطفاً منبع را ذکر کنید

یکدل؟
ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳٩٥  

بالاخره یک روزی، یک جایی، باید یکدل شد.


کلمات کلیدی:
 
نمی شود. نمی شود که نمی شود
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٥  

احساس بدی است که تک تک سلولهای مغزت انگار هر لحظه دارند فریاد می زنند: نمی شود. نمی شود که نمی شود. 

پ ن

راستی. تصمیم دارم دیگه ننویسم. حال این روزهای من وبلاگ رو به گند کشیده واقعا. نوشتن هم مشکلی رو حل نمی کنه. شاید یک روز حس بهتری داشتم و با حرف های بهتری برگشتم. 


کلمات کلیدی:
 
روش شستن مرده
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٥  

خدا بیامرز یه جمله معروف داشت همیشه می گفت: "مرده رو زیاد بشوری به خودش می رینه" (نظر به از بین رفتن کارایی ماهیچه ها و احتمال بیرون ریختن محتویات روده در صورت پر بودن در اثر تکان و فشارهای زیاد). نمی دونم خودشو بالاخره چقد شستن و چی شد، اما این جمله رو که به نظرم باید با آب طلا نوشت و زد به دیوار. بغل دست اون جمله قبلی (ر. ک. به پست تابلوی اتاق من) منظورمه. 

یعنی چند وقته متوجه شدم که هر چی بیشتر دست و پا می زنم و دقت و حساسیت به خرج میدم فقط گند می زنم و کار خودمو سخت تر می کنم. مرده شور ببره کل این مملکت و با آدماش یه جا.

پ ن


کلمات کلیدی:
 
خردورزی به از عشق ورزی
ساعت ۳:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ شهریور ۱۳٩٥  

متاسفانه یا خوشبختانه در تمام امور و مراحل زندگی این خردمندها هستند که موفقند نه عاشق ها. خردمندها هستند که "به میزان کافی"، "به طور مناسب"، "حد بهینه"، و "منطق" را می دانند و بلدند. عاشق ها هیچ کدامش را نمی فهمند؛ بی مغزها فقط خودشان را نفله می کنند!

وقتی خیلی ضعیف تر از تو ها مدتهاست دکترایشان را گرفته اند و رفتند پی عیش و کیف شان و تو مانده ای، جسمی که داغون کرده ای، و داورهایی که با وجود همۀ زحمت عاشقانه ای که کشیده ای، می خواهند حالت را بگیرند و سد راهت شوند، بهتر از آنچه در پاراگراف پیش نوشتم نمی توانم نتیجه بگیرم. 

متاسفم که اینقدر تلخ شده ام. خوبی اش این است که مطمئنم اینجا را کسی نمی خواند، وگرنه خدا وکیلی این همه پرت و پلا نمی نوشتم!


کلمات کلیدی:
 
احساس حماقت
ساعت ٤:٥٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٥  

احساس حماقت...

با این همه اتفاق بدی که تو دنیا افتاده، بخصوص عذاب های وحشتناکی که مردم بدبخت خاورمیانه می کشن جرأت نمیکنم بگم بدترین؛ اما جزو پنج بدترین احساسی که انسان می تونه تجربه کنه هست به نظر من. 

امیدوارم هرگز احساس حماقت نکنید.


کلمات کلیدی:
 
بدون شرح
ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٥  

بهداد سلیمی.


کلمات کلیدی:
 
تابلوی اتاق من
ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٥  

داده ام "غلط کردم" را درشت بنویسند، با خط زیبای نستعلیق؛ قاب بگیرم بزنم به دیوار اتاقم.


کلمات کلیدی:
 
این روزا
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٥  

شرایط بدیست؛ هر  قدمی که برمی دارم قدم بعدی به نظر کاملاً غیرممکن می آید. کسی هم با گیوتین آماده ایستاده تا قدم اشتباه بردارم و گردنم را بزند.

راستی خدا رو صد هزار مرتبه شکر که همه در شرایطی که من هستم نیستن! چون اون وقت همه چی تعطیل می شد.


کلمات کلیدی:
 
همین و بس
ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٥  

اگر بخواهم دورۀ دکترا را به کوتاهترین شکلی که می توانم خلاصه کنم باید بگویم: آزمون اعصاب و حوصله و میزان تحمل بدن در برابر بی تحرکی شدید و نشستن زیاد!


کلمات کلیدی:
 
مرگمه
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٥  

نمی دانم چرا باز هم .... ، نمی دانم چرا هنوز هم ....

خدایا من چه مرگمه آخه؟!!!


کلمات کلیدی: